تبليغاتX
...!!! My W0rld

حـــق من این نبود ..!

لحظه ها همیشه خواستن که تورو بگیرن ازمن

یه روز وقتی  چشا تو واکنی می بینی همه  چیز تموم شده..همه چیز..

 چقدر ما فاصله داریم اینو هیچ وقت نفهمیدم..فاصله هامون روز به روزبیشتر میشه..

دیگه برام نمیمونی..تو چشات اینو می خونم..

اگه یه روزو روزگار  پیشه خودت باز بشینی تمام این روزارو جلو  چشات بازمی بینی..

دیگه همه  چیز تموم شد ! برای همیشه هر چیزی بین ما بوده فراموش کن..دیگه حوصله ی هیچ کس و ندارم !

هیچ کس !

 

 

  • + تاريخ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:53 نويسنده 0ne GiRl

وقتی فکرمی کنم می بینم تو زندگی هیچیزی ارزش نداره..بعضی وقت ها ادم اون قدردرگیره یه سری

کارهای بیخودوالکی میشه..که حیلی چیزارو فراموش می کنه !

یه کارایی می کنه که خودشم نمی دونه چی کارمی کنه..وبعدا پشیمون میشه..ولی یه زمانی پشیمون میشه که دیگه خیلی دیره..یه چیزایی رو هم نمی بینه یا خودشو می زنه به ندیدن

یه زمانی حسرت روزایی که داشته و ازدست داده رو می خوره !

 

 

 

  • + تاريخ شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 0:58 نويسنده 0ne GiRl