|
دنـــیای فراموش شده ی مـــن ..!!!
|
|
|
یادش بخیر چه خاطره های زیادی داشتم اینجا .. هراتفاقی که می افتاد اینجا می نوشتم! چه خوش حال بودم چه ناراخت.. .الان چند وقتی میشه که اینجا حرف دلمو میزنم ..! . . . . پاییز غریب و بی رنگ ..اون همه برگ مگه کم بــود ..گل من رو چرا چیدن..گل من بهار من بود !!! ... .. .
همه چیز تکراری شده .. حتی زندگی کردنم یه جور بازی شده ..بیشتر به یه بازی مسخر شبیه !! . . . کسی هم برنده میشه .. ؟؟ کی قراره مثل همیشه ببازه ؟؟ .. چرا اینجا این قدر تاریک ؟؟ هیچ کس نیست ..!! چرا فقط ادما بهم نگاه می کنن ؟؟ چرا هیچ کس حرف نمی زنه ؟؟ . . . همه چیز تکراری ..همه چیز ..!! . .نگاهی به دفتر خاطرات ..و یاداوری خاطرها .. روزهای گذشته ..خاطرهایی که گذشته ..!!
..
این جارو خیلی دوست دارم نمی دونم چرا ؟؟ شاید دلیلش خاطرهای زیادی که از اینجا دارم ..!! . . . . هیچ کس نیست ..!! فقط خودمم باخودم !
چقدر دلم برای یکی از دوستام تنگ شده ..کاش اینجا بود ! خیلی حرف دارم براش !! ..!!!
یه مدتی میشد که این جا چیزی ننوشته بودم ..دلم برای همه ی چیزایی که این جا مینوشتم تنگ شده .. برای همه چی ..! . . . کاش میشد زمان به عقب برگرده ..! دلم برای خودم تنگ شده ..برای گذشته ای که داشتم ..برای همه ی خاطرات تلخ و شیرینی که داشتم .. خیلی عوض شدم ..! این فقط حرف خودم نیست ! همه می گن .. اخه چرا ؟؟ !! دلم نمی خواست تبدیل به ادم دیگه ای بشم ..!!
ولی شدم .. . . . . غروبارو خیلی دوست دارم ..!! نمی دونم چرا ..ولی یه جورایی بهم ارامش میده ..!!
یه ارامش خاص ..!!
سلام به همه ی دوستان خواستم ادرس وب جدیدمو بزارم ..
من دیگه زیاداینجا نیستم پس شماهم لطف کنید تواون وبم نظر بزارید
مرسی ازهمتون ..!!
صدای نفس های زمین میاد.. سینه اش اروم بالا و پایین میره قلب خاکی اش داره تازه میشه ازدیروز که بوی پاییزاومد یه احساسی داره دلش نمی خواست فصل سرد رو بدون یه عشق شروع کنه تنهایی فقط انتظار می کشه ..!! قلب خاکی اش سرشاره انگار اون دونه ی همیشگی که توی قلبش هست میخواد دوباره جوونه بزنه ..!!! زمین نفس میکشه .. وبه یه جوونه ی سبزوکوچک فکر می کنه به قدکشیدنش و برگ دادنش به لطافت وطراوت برگهاش .. زمین به این رویای سبز خودش لبخند میزنه به زودی اولین بارون پاییزی میباره وقتی که تن زمین ازبوسه ی بارون خیس بشه اون موقع است که دوته ی همیشگی ازخوشی توی پوسته خودش میلرزه ویهو دلشو میشکافه و جوونه رو میفرسته بیرون ..!!!
. . . . گفتم این چندروزه اخر هم یه اپی بکنم که بعدش دیگه گرفتارم .. فقط چند روزه دیگه ..خدایا عجب گرفتاری شدم از این که صبح زود گرچه زیاد زودم نیست ..باید ازخواب بیدار بشم برم مدرسه به حرفای معلم عزیز گوش بدم که اصلان حوصله ندارم ..!! پروردگارا اخه من چه جوری این 9ماروتحمل کنم ؟؟ درسخترین شرایط موجود بعداز 3ماه واقعآسخته ولی چه میشه کرد ..!!
مادر داماد: ببخشین کبریت دارین ؟؟ خانواده عروس : کبریت ؟؟ کبریت برای چی ؟؟ مادر داماد : والاپسرم میخواد سیگاربکشه .. خانواده عروس : پس داماد سیگاریه ؟؟ مادر داماد :سیگاری که نه ..والامشروب خورده بعدازمشروب .. خانواده عروس : پس الکلی هم هست ؟؟ مادر داماد : الکلی که نه ..والا قماربازی کرده و باخته ماهم مشروب دادیم بهش که یادش بره .. خانواده عروس : پس قمارم بازی می کنه ؟؟ مادر داماد : اره دوستاش توزندان یادش دادن .. خانواده عروس : پس زندانم بوده ؟؟ مادر داماد : زندان که نه والا معتاد بوده گرفتش بازداشتش کردن خانواده عروس : پس معتادم بوده ؟؟ مادر داماد : اره معتاد بود بعدزنش لوش داد ..!! خانواده عروس : زنش ؟؟ نتیجه ی اخلاقی : همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشید ..!!
خوب دوستان عزیز مرسی که سرمیزنید خوش حالم کردید
بقیه عکس در ادامه ی مطلب ..!!!
خــــــوبید ؟؟ خوش می گذره ؟؟ چه خــــــــبرا ؟؟ منم خوبم خبری نیست جز دوری بعضی ازدوســـــتان .. نمی دونم چی بگم موضوعی نیست کمبود موضوع پیـــداکردم ..!!! یه تشکر ویژه برای همه ی دوستانی که سرمیزنن ..!!! واقعآ خوش حالم کردین ممــنون از همتــون
یادم وقتی بچه بودم خیلی شیطون بودم به خاطره همین یه باردستم شکست ازاسکیت خوردم زمین اولش فکر نمی کردم شکسته ولی بعدش ازدردش وقتی نتونستم دستم رو تکون بدم فهمیدم انگار جدی جدی شکسته .. تا 2هفته که میرفتم مدرسه کارای مدرسه رو دوستام انجام میدادن دمشـــون گرم . تـــو خونه هم که بـــودم همه کارو مادرم میکرد این 2هفته فقط عشق وحال بـــود ..!!
حالا هم که دیگه باید تفریح و حال کردن و بزارم کنار دیگه مدرسه داره باز میشه منم باید بچسبم به کتاب سال پیش که نشد درست درس بخونم حداقل امسال بتونم خوب خرخونی کنم .
منم خوبم دلــــم برای همتون تــــنگ شده بود بلاخره از مسافرت اومدم جای کم کم داره مدرسه هاشروع میشه و شیطونی های منم داره شروع میشه ..!!! نمی خوام از سفرم بگم چون یکم طولانی بود خسته کننده میشه اگه بخوام تعریف کنم ..تو این سفرم یکی از دوستامو بعد از 2سال دیـــدم یه هم کلاسی .. یه هم اسم یه هم سن .. خیلی دلم براش تنگ شده بود بزرگ شده بود ولی اصلان تغییری نکرده بود ..همون اولین باری که دیدمش شناختمش ..ولی اون نشناخت می گفت خیلی عوض شدی شاید ..!!! ما 3 الانم در حال حاضر از اون یکی هم کلاسی خبری ندارم حدوده 2ساله .. خوب دیگه نمی دونم چی بگم از همه ی کسانی که تو این مدت نبودم سر زدن ممنونم جبـــــران می کنم ..!!
پس اگه جواب نظراتون رو ندادم ناراحت نشید برگشتم جبران می کنم
شرمنده تو این مدت نظرامو تاییدی کردم ..
خــوب چـه خــبرا ؟؟ تـابستــون خـوش مـی گذره ؟؟ بـه من که تاالان بـدنگذشته البته خـوش هم نمی گذره ولی چه میـشه کرد بـاید تحمل کرد هرچی باشه از مدرسه که بهـتره ..!!!!
من ازهمـون اول که واردمـدرسه شدم خـدایی خیلی ایـن معـلمای بیچـاره روحرص میدادم ..اخه زیـادی گـیرمیدن ..
هـروقت اذیت می کردم مـدیرمون می گفـت ازنمره انظباتت کم می کنم منم می گفتـم باشه کم کن مهم نیست..
ولی اخرش معلوم می شد که کم نکرده فقط می خـواست مارواذیت کنـه .. حالا بگذریم ازاین معلما..!!!
دارم میـرم مسافرت به خاطرهمین اومدم یه اپی بکنم بعدبـرم .. اخرین بـاری کـه رفـتم مـسافـرت سـال پـیش همین روزابـود که زیـادخوش نگذشت اصلان خـوش نگذشت ..
4ساعت توراه بـودیم وقـتی هـم که رسدیم خـدایی من که هیچی نفهمیدم چون همـش یاخـواب بـودم یاگـوشی تـوگـوشم بـود بـه خاطر همین زیادبهم حال نـداد .. مـــادرم هم اعصابش ریخت بهم گفت توکه یاهمش خوابی یااهنگ گـوش می کنی منم گفتم خوب اخه من چـی کارکنم این جاکه خبری نیست حداقل بزاراین جوری یکم حـال کنم ..!!! بــعدشم که رسیـدیم بـه یه پارک تـقریبان بـزرگ بـود که من شیطونیم گل کرد گفتم مـامـان من میرم یــه دوری میزنم ..که ای کاش نمی رفـتم همین جـورداشتم میرفتم که یه سگ تقریبان بـزرگ داشت میومد سمت من انگار صاحبم نداشت .. اولش گفتم بـدوم ولی بعدش گفتم این جوری بدتردنبالم میـاد گفتم بی خیال .. سگ هم خیلی گـیربـود بیـن این همه ادم گیرداده بود به من ...اه اومـدم سمت من خـودشو مالید به پای من پــشیمون شـدم ازمـسافرت اومـدن ..!!!
خـوب هفته ی دیگه همین روز میـرم مسافرت حـدود1 ماه نیــستم پـس اگه جـواب نـظراتتون رو ندادم ناراحت نشید جـوابتون رو مـیدم خلاصه خـووبی بدی دیدید حلال کـنید .. بـازم هم ازهمه ی دوسـتای گلم تشکر
|
|